معانی کلمه : بارانداز
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. جای بار انداختن.
۲. قسمتی از ساحل یا بندرگاه که در آنجا کشتی ها بارهای خود را خالی می کنند، بارافکن.
۳. [قدیمی] جایی که کاروان فرود بیاید.
۲. قسمتی از ساحل یا بندرگاه که در آنجا کشتی ها بارهای خود را خالی می کنند، بارافکن.
۳. [قدیمی] جایی که کاروان فرود بیاید.
فرهنگ معین
(اَ ) (اِمر. )۱ - بخشی از ساحل یا بندرگاه ک ه کشتی ها بار خود را آنجا بر زمین گذارند. ۲ - جایی که کاروان فرود می آید.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
منطقهای پاکسازیشده در جنگل که در آن بینهها را برای انتقال به خارج از جنگل در کامیون بارگیری میکنند
( اسم ) ۱ - قسمتی از ساحل یا بندرگاه یا منزلی از راه و یا کاروانسرا که در آن چارواداران یا کشتیها یا وسایل دیگر حمل و نقل مال التجاره و بار خود را از ستوران فرو گیرند . ۲ - ( اسم ) اقامت مقام گزیدن.
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
اسکله، بندر، بندرگاه، لنگرگاه
واژه نامه بختیاریکا
بار بند ( بار وَن )
چُل وار
بار ون
چُل وار
بار ون
فرهنگستان زبان و ادب
{landing} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] منطقه ای پاک سازی شده در جنگل که در آن بینه ها را برای انتقال به خارج از جنگل در کامیون بارگیری می کنند
