کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بار-شده | کلماتور
معنی کلمه : بار شده
تلفظ بین المللی :
/bˈɑr ʃˈodeː/
تلفظ :
[b'AR S'ode:]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بار محکم بسته شده
بخار اشباع شده
کربوکاتیون پل شده با کمبود الکترون
پلاستیک تقویت شده با شیشه
با اره صاف شده
با استادی ساخته شده
با بی دقتی روی هم سوار شده
با دوده لکه دار شده
با شتاب انجام شده
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
loaded
(صفت)
پر، مست، مملو، بار شده، پربار، دارای پول زیاد، پولدار
frauthorght
(صفت)
پر، دارا، مملو، بار شده
کلمات مرتبط
بار محکم بسته شده
بخار اشباع شده
کربوکاتیون پل شده با کمبود الکترون
پلاستیک تقویت شده با شیشه
با اره صاف شده
با استادی ساخته شده
با بی دقتی روی هم سوار شده
با دوده لکه دار شده
با شتاب انجام شده
نظرات