کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : بار زمان
تلفظ بین المللی :
/bˈɑr zamˈɑn/
تلفظ :
[b'AR zam'An]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
زمان اشتغال بکار
زوال زمان بر
الگوریتم تطابق رشته با زمان خطی
الگوریتم گذرواژه یکبارمصرف بر اساس زمان
ایکاروس بر لبه زمان
بر بوم زمان
بن 10 مسابقه با زمان
سیستم تغییرناپذیر با زمان
فهرست نویسندگان به زبان فرانسوی بر پایه زمان
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
بار زمان. [ رِ زَ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) کنایه از حوادث و جفاهای روزگار و زمانه باشد. ( برهان ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). جفای روزگار و سختی روزگار. ( ناظم الاطباء ). انقلاب زمان. بدبختی. ( دِمزن ).
کلمات مرتبط
زمان اشتغال بکار
زوال زمان بر
الگوریتم تطابق رشته با زمان خطی
الگوریتم گذرواژه یکبارمصرف بر اساس زمان
ایکاروس بر لبه زمان
بر بوم زمان
بن 10 مسابقه با زمان
سیستم تغییرناپذیر با زمان
فهرست نویسندگان به زبان فرانسوی بر پایه زمان
نظرات