Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بار داشتن

تلفظ بین المللی : /bˈɑr dˈɑʃtan/ تلفظ :‌ [b'AR d'AStan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • کار بار داشتن
  • دیگ بر بار داشتن
  • سر بر خط داشتن
  • عادت بر داشتن
  • با انبر نگه داشتن
  • با بالش نگه داشتن
  • اشاره داشتن بر
  • با خنده اظهار داشتن
  • با طناب نگه داشتن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بار داشتن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) حامله بودن. بچه در شکم داشتن : یکی خوب چهره پرستنده دیدکجا نام او بود ماه آفریدکه ایرج بدو مهر بسیار داشت قضا را کنیزک ازو بار داشت.فردوسی.ز سام نریمان همو بار داشت ز بار گران تنْش آزار داشت.فردوسی.و مادر یحیی گفت من چنین میدانم که مریم بار دارد. ( قصص الانبیاء ص 202 ). || میوه داشتن. ثمر داشتن : شرف دارد درخت از میوه آری که باشد تا ندارد هیچ باری ؟ناصرخسرو.|| بمجاز،...

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - میوه داشتن ثمر داشتن ( درخت ) . ۲ - آبستن بودن حامله بودن . ۳ - درد و رنج داشتن .

کلمات مرتبط

  • کار بار داشتن
  • دیگ بر بار داشتن
  • سر بر خط داشتن
  • عادت بر داشتن
  • با انبر نگه داشتن
  • با بالش نگه داشتن
  • اشاره داشتن بر
  • با خنده اظهار داشتن
  • با طناب نگه داشتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات