معانی کلمه : بار دادن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کود دادن
( مصدر ) اذن دخول دادن اجاز. ورود دادن .
مترادف و متضاد
بر دادن، ثمردادن، میوه دادن ≠ باریافتن
اجازه شرفیابیدادن، اجازه ورود دادن، اذن دخول دادن
۱. بر دادن، ثمردادن، میوه دادن
۲. کود دادن
۳. اجازه شرفیابیدادن، اجازه ورود دادن، اذن دخول دادن ≠ باریافتن
