معانی کلمه : بادن
لغت نامه دهخدا
بادن . [ دَ ] (اِخ ) از قریه های سمرقند است و گویند از قریه های بخاراست . (معجم البلدان ) (مراصد الاطلاع ). دهی است در بخارا. (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
ناحیه ای در آلمان که در دشت رن در ساحل جنگل سیاه گسترده شده و از جنوب شرقی تا دریاچه کنستانس می رسد . شهر های عمده مانهایم کارلسروهه .
از دهات سمرقند است
از دهات سمرقند است
