کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بادست-انجام-شده | کلماتور
معنی کلمه : بادست انجام شده
تلفظ بین المللی :
/bˌɑdast ˈaːndʒˈɑmʃodˌeː/
تلفظ :
[b,Adast 'a:ndZ'AmSod,e:]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
انجام شده با دست
با دست کاری را انجام دادن
اتمام وزش باد
بادست پاچگی
رأی با دست
زر بدست
شایست و بایست
باکست لیون
استمناء با دست
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
handy
(صفت)
اماده، قابل استفاده، دم دستی، ماهر، چابک، چالاک، سودمند، سریع، موجود، روان، دستی، مقتدر، بسهولت قابل استفاده، سهل الاستعمال، بادست انجام شده، استاد در کار خود
کلمات مرتبط
انجام شده با دست
با دست کاری را انجام دادن
اتمام وزش باد
بادست پاچگی
رأی با دست
زر بدست
شایست و بایست
باکست لیون
استمناء با دست
نظرات