Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بادری

تلفظ بین المللی : /bˈɑderˌi/ تلفظ :‌ [b'AdeR,i]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیواژه نامه بختیاریکا
  • بادریش
  • بادریسه
  • بادریس
  • بادریسه چشم
  • بادریسکی
  • بادریشه
  • بادریه
  • راه انداز بادی
  • روغن بادیان رومی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

بادری. [ دَ ] ( معرب ، اِ ) از ایتالیائی پادر ( پدر، لقب مذهبی.کشیش ). ( دزی ج 1 ص 47 ).

فرهنگ فارسی

پدر

واژه نامه بختیاریکا

باد تندی که سهمگین باشد و مخرب؛ باد و باران؛ بادی که قطرات باران را طرف عکس ( صورت انسان ) بر زمین فرود آورد

کلمات مرتبط

  • بادریش
  • بادریسه
  • بادریس
  • بادریسه چشم
  • بادریسکی
  • بادریشه
  • بادریه
  • راه انداز بادی
  • روغن بادیان رومی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات