Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بادرو

تلفظ بین المللی : /bˈɑdruː/ تلفظ :‌ [b'AdRu:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • بادرو غونزالز د
  • بادرو غونزالز د مندوزا
  • بادروج
  • بادرود
  • بادروزه
  • بادرونه
  • بادرویه
  • دریاچۀ بادروبشی
  • حوضۀ بادروبشی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بادرو. [ رَ / رُو ] (اِ مرکب ) مکانی که برای تابستان سازند که از هر طرف باد در آن درآید. بتازی غرفه گویند. طغرا گوید : غیر از قفس کز هر طرف دارد هزاران بادرونتوان شمردن خوش هوا خشخانه ٔ دربسته را. (از آنندراج ).گذر باد. سوراخ . معبر باد. منفذ. منفذ باد. مدخل برای درآمدن هوا. بادخور. (اصطلاح بنّایی ) فاصله ٔ قطر یک ریسمان ....

فرهنگ عمید

بادروج#NAME?

۱. ویژگی خانۀ تابستانی که از هر‌طرف باد در آن درآید.
۲. (اسم) دریچه؛ منفذ.
۳. (اسم) گذرگاه باد؛ بادگیر؛ بادخن.

= بادروج
۱. ویژگی خانۀ تابستانی که از هر طرف باد در آن درآید.
۲. (اسم ) دریچه، منفذ.
۳. (اسم ) گذرگاه باد، بادگیر، بادخن.

فرهنگ فارسی

( اسم ) بادرنجبویه
مکانی که از هر طرف باد اید

کلمات مرتبط

  • بادرو غونزالز د
  • بادرو غونزالز د مندوزا
  • بادروج
  • بادرود
  • بادروزه
  • بادرونه
  • بادرویه
  • دریاچۀ بادروبشی
  • حوضۀ بادروبشی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات