معانی کلمه : بادرفتار
لغت نامه دهخدا
بادرفتار. [ رَ ] ( ص مرکب ) اسبی که مثل باد تیز رود. ( آنندراج ). کسی که تند و بسرعت چون باد رود یا دود :
چنین گویند کاسب بادرفتار
سقط شد زیر آن گنج گهربار. گوری برخاست ، براق سیرت ، برق صورت ، بادرفتار. ( سندبادنامه ص 252 ).
من آن بادرفتار گردون شتاب
زبهر شما دوش کردم کباب.
چنین گویند کاسب بادرفتار
سقط شد زیر آن گنج گهربار. گوری برخاست ، براق سیرت ، برق صورت ، بادرفتار. ( سندبادنامه ص 252 ).
من آن بادرفتار گردون شتاب
زبهر شما دوش کردم کباب.
فرهنگ عمید
۱. تندرفتار، تیزرو.
۲. (اسم ) اسب تندرو.
۲. (اسم ) اسب تندرو.
فرهنگ فارسی
اسبی که مانند باد تیزرو باشد
