بادبیزن. [ زَ ] ( اِ مرکب ) بادزن را گویند و بعربی مروحه خوانند. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). مِنْفَض. ( منتهی الارب ). بمعنی بادشکن که بعربی مروحه باشد. ( آنندراج ). مروحه. ( دهار ). بادبزن. بادبیزان. بادْزَنه. آنچه از جامه و برگ خرما و نی سازند و بدان باد کنند [ظ: زنند] و آنرا بادکش و بادزن و بادزنه نیز گویند، بتازیش مروحه خوانند. ( شرفنامه منیری ) : و از وی [ از ترمذ ] صابون نیک و بوریای سبز و ب...
فرهنگ عمید
بادبزن#NAME?
= بادبزن
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - بادزن مروحه بادبزن باد بیزان بادزنه آنچه از پارچه و برگ خرما و نی و جز آن سازند و بدان باد زنند.