بادان . [ بادْ دا ] (ع اِ) تثنیه ٔ بادّ. دو درون ران . (منتهی الارب ) (قطر المحیط). || جای بودن هر دو ران سوار از پشت اسب . (منتهی الارب ).
آبادان#NAME?
(تلفظ: bādān) (مخفف آبادان) ، پاداش و جزای نیکی؛ (در اعلام) نام حکیمی از شاگردان جمشید جم ؛ نام ایرانیِ معروف به زمان هرمز ؛ پسر پیروز از سرداران روزگار هرمز انوشیروان .