Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بادامک

تلفظ بین المللی : /bˈɑdˈɑmak/ تلفظ :‌ [b'Ad'Amak]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیددانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • بادامک مخچه
  • بادامک مغز
  • بادامک کلون بارگنج
  • بادامک ویور
  • بادامک 1
  • بادامک 2
  • بادامک کلون بارگُنج
  • زمان بندی میل بادامک
  • محفظۀ میل بادامک
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیددانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

بادامک . [ م َ ] (اِ مصغر) مصغر بادام . بادام کوچک . || قسمی از بید (صفصاف ) است که آنرا باندلس بی بُن یا ونبر یا ینبر خوانند و از آن زنبیل و طبق بافند. (ابن البیطار). نوعی از خِلاف . || قسمی سبزی صحرائی بهاره ٔ خوردنی که در آشها کنند. || بیماریی در ستور.

بادامک . [ م َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان پسکوه بخش قاین شهرستان بیرجند در 50هزارگزی جنوب باختر قاین ،...

فرهنگ عمید

نوعی بادام وحشی با میوه های کوچک تر از بادام.

دانشنامه آزاد فارسی

بادامک (زیست شناسی). بادامَک (زیست شناسی)(amygdala)(یا: آمیگدال) ناحیه ای بادامی شکل از مغز، در مجاورت هیپوکامپ. به قشر مخ می پیوندد. عهده دار تفکر آگاهانه و دارای نواحی کنترل کنندۀ عواطف است. بادامک محل تفسیر اطلاعات مرتبط با ترس است و پاسخ به ترس را برمی انگیزد. بیمارانی که آمیگدال آن ها تخریب شده است، احساس ترس نمی کنند. دانسته است که رویدادهای عاطفی آسان تر از رویدادهای خنثی به یاد آورده می ...

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - نوعی بادام وحشی که در کوههای اطراف کرج در ارتفاعات ۱۴٠٠ متری میروید بارشین جرگه بادامچه . ۲ - لوزه .
دهی از اراک

دانشنامه عمومی

بادامَک قطعه ای از یک سازوکار ویژه در اتصالات موتورها و دستگاه های مکانیکی است.کار بادامک تبدیل حرکت چرخشی به حرکت خطی است.میل بادامکبادامک مانند دیسکی به شکل قلب یا دیگر شکل ها است و برای چرخش روی محوری قرار می گیرد. بادامک به هنگام چرخش به میلهٔ مستقیم برخورد می کند. این میله پیرو نام دارد. شکل بادامک تعیین کنندهٔ شیوهٔ حرکت پیرو است. پیروها به وسیله فنرهای پیش گذاری شده با بادامکها در تماس میبا...

فرهنگ اسم ها

اسم: بادامک (دختر) (فارسی)
معنی: بادام کوچک، نوعی درخت بادام

مترادف و متضاد

tonsil (اسم)
لوزه، بادامک

فرهنگستان زبان و ادب

[زیست شناسی] ← بادامک مغز
[زیست شناسی] ← لوزه 1

کلمات مرتبط

  • بادامک مخچه
  • بادامک مغز
  • بادامک کلون بارگنج
  • بادامک ویور
  • بادامک 1
  • بادامک 2
  • بادامک کلون بارگُنج
  • زمان بندی میل بادامک
  • محفظۀ میل بادامک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات