کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بادام-بن | کلماتور
معانی کلمه : بادام بن
تلفظ بین المللی :
/bˈɑdˈɑm bˈon/
تلفظ :
[b'Ad'Am b'on]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
بنه بادام
ارامگاه بابا پیر محمد بن انصاری
بابا رکن الدین مسعود بن عبدالله بیضاوی شیرازی
براق بابا بن عزالدین کیکاووس
خان بابا خان بن حاج علی قلی خان ایلخانی بختیاری
صفری بابا بن عبدالعظیم
علی اصغر بن بابا مرتضی اصفهانی
زمان بندی میل بادامک
بندام
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بادام بن. [ ب ُ ] ( اِ مرکب ) درخت بادام :
آستین نسترن پر بیضه عنبر شود
دامن بادام بن پر لؤلؤفاخر شود.
منوچهری.
بادام بنان مقنعه بر سر بدریدند
شاه اسپرمان چینی در زلف کشیدند.
منوچهری.
فرهنگ عمید
درخت بادام.
فرهنگ فارسی
( اسم ) درخت بادام . ۲ - میو. بادام بن.
کلمات مرتبط
بنه بادام
ارامگاه بابا پیر محمد بن انصاری
بابا رکن الدین مسعود بن عبدالله بیضاوی شیرازی
براق بابا بن عزالدین کیکاووس
خان بابا خان بن حاج علی قلی خان ایلخانی بختیاری
صفری بابا بن عبدالعظیم
علی اصغر بن بابا مرتضی اصفهانی
زمان بندی میل بادامک
بندام
نظرات