باداباد. ( جمله دعایی ) کلمه ٔفعل یعنی شدنی میشود. ( ناظم الاطباء ). یعنی هرچه میشود بشود. ( آنندراج ). هرچه باید بشود میشود. ( ناظم الاطباء ). هرچه باداباد. علی اﷲ. فرخی گوید : چنان نمود ملک را که ره بدست چپ است برفت سوی چپ و گفت هرچه باداباد.حافظ فرماید : شراب و عیش نهان چیست کار بی بنیادزدیم بر صف رندان و هرچه باداباد.باد و ابر است این جهان افسوس باده پیش آر هرچه باداباد.رودکی.بگیرم پند تو بر ی...
فرهنگ عمید
= هرچه 〈 هرچه باداباد
= هرچه * هرچه باداباد
فرهنگ معین
(جملة دعاییه ) ۱ - شدنی می شود، هر چه باید بشود می شود، علی الله (این ترکیب غالباً با «هرچه » استعمال می شود ).
فرهنگ فارسی
( جمل. دعائیه ) ۱ - شدنی میشود هر چه میشود بشود هر چه باید بشود می شود علی الله : توضیح این ترکیب غالبا با ( هرچه ) استعمال شود : ( شراب و عیش نهان چیست? کار بی بنیاد زدیم بر صف رندان و هر چه باداباد . ) ( حافظ )