Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : باد گلو

تلفظ بین المللی : /bˈɑd ɡˈalu/ تلفظ :‌ [b'Ad g'alu]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی
  • باد گلو بادبان اراستن
  • گلو باد
  • گلو بند
  • بند گلو کلات
  • قنات گلو باغ سربیشه
  • با گلوله برف زدن
  • با گلوله کمانه دار زدن
  • گلوله نفتالین و ضد بید خوردگی
  • بار گلوکوز
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

بادگلو. [ گ َ ] ( اِ مرکب ) آروغ.آرغ. آروق. بادی که بصدا از گلو برآرند. در تداول مشهد و گناباد خراسان ، اُرُغ. جُشاء. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

اروغ ارغ

گویش مازنی

/baad galoo/ آروغ – بادگلو

کلمات مرتبط

  • باد گلو بادبان اراستن
  • گلو باد
  • گلو بند
  • بند گلو کلات
  • قنات گلو باغ سربیشه
  • با گلوله برف زدن
  • با گلوله کمانه دار زدن
  • گلوله نفتالین و ضد بید خوردگی
  • بار گلوکوز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات