باجی . (ص نسبی ) لفظ فارسی است بمعنی خراجی و باج دهنده . (غیاث ). باجگزار. (آنندراج ). || (اِ) باج و خراج نامعین . (ناظم الاطباء).
باجی . (هندی ، اِ) لفظ هندی بمعنی حصه ٔ طعام که بتقریب شادی یا ماتم بخانه ٔ مردم میفرستند. (غیاث ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || شوره . ...
فرهنگ عمید
خواهر، همشیره.
فرهنگ معین
[ تر. ] ( اِ. ) ۱ - خواهر، همشیره . ۲ - زنی ناشناس . ۳ - خادمه .
فرهنگ فارسی
خواهر، همشیره ( اسم ) ۱ - خواهر همشیره . ۲ - زنی ناشناس : باجی از جلو دکان رد شو . ۳ - خادمه . وی در طب و ادب مهارت داشت
دانشنامه عمومی
باجی ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:باجی (شلوار)، نوعی شلوار سنتی کره ایباجی (موسیقی دان)، درامرwiki: درام نواز اهل انگلستان است. او ابتدا با گروه اسلیتس (The Slits) کار می کرد اما بیشتر به خاطر فعالیت در گروه سوزی اند د بنشیز و سپس پایه گذاری گروه کریچرز (The Creatures) شناخته می شود. او با هنرمندانی مانند جان کیل و جان گرانت نیز همکاری داشته است.wiki: باجی (موسیقی دان)...