باتلاق. ( ترکی ، اِ ) کلمه ترکیست ، بمعنی زمینی که آب بسیار همیشه آنرا گلناک دارد بدان حد که پای یا تن آدمی و ستور در آن فروشود. لجن زار. مرداب. زمین پر گل و لای که عبور کاروان از آن مشکل بود. ( ناظم الاطباء ). رجوع به باطلاق شود.
فرهنگ عمید
زمین پرگل ولای که عبور از آن دشوار است، آبگند، لجن زار، مرداب.
فرهنگ معین
[ فر. ] ( اِ. ) = باطلاق : پهنة زمینی که به علت نداشتن راه زه کشی ، رطوبت در آن اشباع شده ، به حالت سست و اسفنجی در آمده ، گاه تمام یا بخشی از آن را آب فراگرفته ، یا گیاهانی بر آن روییده است .
دانشنامه آزاد فارسی
باتْلاق (bog)نوعی ناحیۀ مردابی، با سرعت تجزیه و پوسیدگی کم. بقایای مواد گیاهی خشکیده و پوسیده در آن به صورت زغال سنگ نارسانباشته می شوند. باتلاق ها در جاهایی با دمای پایین، اسیدیتۀ بالا، مواد مغذّی کم، آب راکد، و اکسیژن کم ایجاد می شوند. گیاهان معمول باتلاقی عبارت اند از خزۀ مردابی(اسفگنوم)، علف حصیر، و علف های پنبهای. گیاهانِ حشره خوارمانند سان دیوها و بلادرورتها (بادگیاه ها) نیز در باتلاق ها فرا...
فرهنگ فارسی
آبگند، لجن زار، مرداب ، زمین پرگل ولای زمینی است که آب بسیار آنرا گلناک کرده است
1. قطعه زمینی که دارای خاک اسیدی یا قلیایی ضعیف و پوشیده از آب کمعمق و گیاهان کوتاه و چوبی است 2. تالابی غالباً پوشیده از درختان و درختچهها که بهطور متناوب غرقاب میشود
دانشنامه عمومی
باتلاق پهنه ای از زمین پست است که از رطوبت اشباع شده و معمولاً رستنی هایی بر آن روئیده باشد و بر خلاف مانداب پوشیده از آب نیستباتلاق در گروه تالاب ها قرار داردو بر خلاف خلاش رستنی های آن در حال پوسیدن نیستند، گرچه واژه های باتلاق و مانداب و خلاش به طور مترادف هم استفاده شده اند.جعفری، عباس، فرهنگ بزرگ گیتاشناسی (اصطلاحات جغرافیایی)، تهران: انتشارات گیتاشناسی، چاپ دوم، ۱۳۷۲ خورشیدی.wiki: استان آذرب...
{swamp} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] 1. قطعه زمینی که دارای خاک اسیدی یا قلیایی ضعیف و پوشیده از آب کم عمق و گیاهان کوتاه و چوبی است 2. تالابی غالباً پوشیده از درختان و درختچه ها که به طور متناوب غرقاب می شود