معانی کلمه : بابون
لغت نامه دهخدا
بابون . (اِخ ) نام قریه ای به بغداد، و از آنجاست ابوعبداﷲبابونی یکی از شیوخ تصوف . و رجوع به بابونیا شود.
فرهنگ عمید
نوعی میمون زردرنگ با پوزه ای شبیه سگ و پینه ای برهنه ای روی کفل که به صورت اجتماعی در افریقا زیست می کنند.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
بابونه زنبور درشت
