معانی کلمه : بابان
لغت نامه دهخدا
بابان . (اِخ ) نام طایفه ای از اکراد غربی ایران . (بنقل مصحح مجمل التواریخ گلستانه از گلشن مراد).
دانشنامه آزاد فارسی
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
اسم: بابان (دختر) (کردی) (تلفظ: baban) (فارسی: بابان) (انگلیسی: baban)
معنی: خانه پدری، خانةپدری، نام عشیرةایی درکردستان، نام منطقةای در کردستان، لقب چند تن از احکام سلسله بابان، از چهرةهای معاصر ادبیات کرد «شکراللة بابان» ( نگارش کردی
معنی: خانه پدری، خانةپدری، نام عشیرةایی درکردستان، نام منطقةای در کردستان، لقب چند تن از احکام سلسله بابان، از چهرةهای معاصر ادبیات کرد «شکراللة بابان» ( نگارش کردی
