معانی کلمه : باباجان
لغت نامه دهخدا
باباجان . (اِخ ) ده کوچکی است از بخش ساردوئیه شهرستان جیرفت یکهزارگزی جنوب ساردوئیه . سر راه مالرو جیرفت - ساردوئیه . سکنه 27 تن . (فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8).
فرهنگ فارسی
( اسم ) به پیرمردان در موقع تفقد اطلاق کنند . ۲ - پدر فرزند خود را بتحبیب ( باباجان ) خواند.
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
daddy (اسم)
بابا، باباجان
