کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه باانصاف | کلماتور
معانی کلمه : باانصاف
تلفظ بین المللی :
/bˈɑˈɑnsˈɑf/
تلفظ :
[b'A'Ans'Af]
پیمایش سریع
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
خدا بیامرز آدم باانصافی بود و هیچوقت دلش راضی نمیشد که حق کسی را بخورد.
بیانصاف
بیانصافی
برانداف
انتقال بااتصال
ناانصاف
ناانصافی
باتانگافو
بلانکافرت
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ معین
(اِ ) [ فا - ع . ] (ص مر. ) منصف ، عادل .
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه انصاف دارد منصف باداد با عدل عادل : مرد با انصافی است مقابل : بی انصاف .
مترادف و متضاد
۱. انصافدار، منصف
۲. بینظر، حقبین، دادگر، عادل ≠ بیانصاف
just
(صفت)
درست، مقتضی، بجا، منصف، بامروت، منصفانه، مستحق، بی طرف، فریور، عادل، با عدالت، باانصاف، مشروع
کلمات مرتبط
خدا بیامرز آدم باانصافی بود و هیچوقت دلش راضی نمیشد که حق کسی را بخورد.
بیانصاف
بیانصافی
برانداف
انتقال بااتصال
ناانصاف
ناانصافی
باتانگافو
بلانکافرت
نظرات