کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : با عجله
تلفظ بین المللی :
/bɑ adʒˈaleː/
تلفظ :
[bA adZ'ale:]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
با عجله انجام شده
با عجله رفتن
با عجله کاری را انجام دادن
چیزی که با عجله نوشته شده
بیعت با حضرت مهدی عجل الله
بعجله انجام شده
باعجه
بارجلهن
با
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
precipitant (صفت)با عجله، جدا شدنی، شدنی، شتاب زده، غیر محلول و ته نشین شوندهamain (قید)با سرعت کامل، با تمام فشار، شدیدا، با عجلهhastily (قید)با عجله، باشتاب، سردستی، عجولانهposthaste (قید)با عجلهlickety-split (قید)با عجله...
واژه نامه بختیاریکا
بِه جِستِه؛ دست سر دُم؛ سَر آ کُلمات
پا به کَوش
کلمات مرتبط
با عجله انجام شده
با عجله رفتن
با عجله کاری را انجام دادن
چیزی که با عجله نوشته شده
بیعت با حضرت مهدی عجل الله
بعجله انجام شده
باعجه
بارجلهن
با
نظرات