Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ایینه دق

تلفظ بین المللی : /ˈaːiːˌineː dˈeq1/ تلفظ :‌ ['a:i:,ine: d'eq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیاصطلاحات
  • آیینه دق
  • آیینَه دِق
  • آیینه ٔ دق
  • آیینه ی دق
  • آینه ٔ دق
  • اینه ٔ دق
  • نکته دقیق در ایین رفتار
  • آیینه
  • ایینه
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیاصطلاحات

لغت نامه دهخدا

( آیینه دق ) آیینه دق. [ ن َ / ن ِ ی ِ دِ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) قسمی آیینه که صورت بیننده را سخت زرد و بی اندام نماید.
- مثل آیینه دِق ؛ شخصی سخت عبوس. شخصی همیشه محزون و غمناک بچهره.

فرهنگ معین

( آیینة دق ) ( ~ء دِ ) (اِمر. ) ۱ - آیینه ای که چهرة انسان را زرد و نحیف نشان دهد. ۲ - کنایه از: آدم عبوس و ترشرو.

فرهنگ فارسی

( آیینه دق ) قسمی آیینه که صورت بیننده را سخت زرد و بی اندام نماید
آیینهای که چهره شخص رانحیف وزردوزارنشان بدهد، کنایه ازشخص عبوس وغمگین که چهره اش باعث اندوه شود، آیینهای که چهره شخص رانحیف وزردوزارنشان بدهد، کنایه ازشخص عبوس وغمگین که چهره اش باعث اندوه شود

اصطلاحات

( آیینه دق ) معنی ضرب المثل -> آیینه دِق
انسان اخمو، بد اخلاق، و عنق و یا هر چیزی که انسان را به یاد غم بیندازد.

کلمات مرتبط

  • آیینه دق
  • آیینَه دِق
  • آیینه ٔ دق
  • آیینه ی دق
  • آینه ٔ دق
  • اینه ٔ دق
  • نکته دقیق در ایین رفتار
  • آیینه
  • ایینه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات