Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ایین

تلفظ بین المللی : /ˈaːiːˌin/ تلفظ :‌ ['a:i:,in]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد
  • آیین
  • ایین اسلام
  • ایین اکبری
  • ایین بذ
  • ایین دادرسی
  • ایین دیرها
  • ایین سخنوری
  • ایین عالم شاهی
  • ایین فتوت و جوانمردی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

( آئین ) آئین. ( اِ ) رجوع به آیین شود.
( آیین ) آیین. ( اِ ) سیرت. رسم.( صراح ). عرف. طبع. عادت. داب. ( دهار ). آئین. شیمه. روش. دَیْدَن. خلق. خصلت. خو. خوی. منش : سیرت اوبود وحی نامه بکسری چونکه به آئینْش پندنامه بیاکند.رودکی.همه شب بدی خوردن آیین اودل مهتران پر شد از کین او.فردوسی.مزن رای جز با خردمند مردز آیین شاهان پ...

فرهنگ عمید

( آیین ) ۱. طریق، روش: چنین است آیین گردنده دهر / گهی نوش بار آورد،گاه زهر (فردوسی: ۸/۵۱ ).۲. [قدیمی] رسم و عادت، سنت: نباید به رسم بد آیین نهاد / که گویند لعنت بر آن کاین نهاد (سعدی۱: ۷۱ ).۳. نظم و قاعده.۴. کیش، مذهب.۵. [قدیمی] زیب، زینت، آرایش.* آیین جمشید: (موسیقی ) یکی از سی لحن باربد.* آیین دادرسی: (حقوق ) مجموعۀ قوانین و مقرراتی که برای رسیدگی به دعاوی حقوقی و کیفری باید از طرف دادگاه ها و ا...

فرهنگ معین

( آیین ) [ په . ] ( اِ. ) = آئین : ۱ - رسم ، عادت . ۲ - معمول ، متداول ، مرسوم ، سنت . ۳ - شیوه ، روش . ۴ - کردار. ۵ - قاعده ، قانون . ۶ - سامان ، اسباب . ۷ - زیب ، زینت .۸ - فر، شکوه . ۹ - مذهب ، کیش . ۱٠ - تشریفات . ۱۱ - طبیعت ، نهاد، فطرت . ۱۲ - شهرآرای ، جشن

فرهنگ فارسی

( آئین ) ( اسم ) ۱ - رسم روش ادب . ۲ - معمول متداول مرسوم . ۳ - شیوه آهنگ . ۴ - صفت کردار مانند : بهشت آیین جنت آیین . ۵ - اندازه حد عدد شمار. ۶ - قاعده قانون نظم . ۷ - سامان اسباب . ۸ - طبیعت نهاد فطرت . ۹ - آذین شهر آرای جشن . ۱٠ - زیب زینت . ۱۱ - فر شکوه . ۱۲ - شرع شریعت کیش : آیین اسلام . ۱۳ - تشریفات اتیکت یا به آیین . ۱ - چنانکه مرسوم است طبق معمول . ۲ - چنانکه باید چنانکه ضروری است . ۳ - زی...

دانشنامه عمومی

آیین. آیین ها کارهای نمادین، متعارف و مرسومی هستند که در جامعه های انسانی برای بهره گرفتن از نیروهای فراطبیعی انجام می شوند.جشندینرسمسنتعادتخرافهنجسجبر (فلسفه)خشونت خانگیرهبری و اجرای آیین ها می تواند به دست افراد خاص آن جامعه (مانند کاهنان، غیب گویان، جادوگران و ساحران و شمن ها) انجام شود یا افراد عادی نیز آن را انجام دهند. همچنین ممکن است آئین ها به طور آشکار یا در خفا انجام شوند.ریشهٔ این واژ...

گویش مازنی

( آئین ) /aaein/ آهن
( آیین ) /aayin/ آهن & گاوآهن - آهن

فرهنگ اسم ها

اسم: آیین (پسر، دختر) (فارسی) (تلفظ: āyin) (فارسی: آئین) (انگلیسی: ayin)
معنی: روش، رسم، شیوه ی مناسب و مطلوب، کیش، دین، ( در قدیم ) جلال و شکوه، عادت و خوی، ( = آئین )، آئین، دین مذهب عادت رسم روش، نام روستایی در استان فارس

مترادف و متضاد

order (اسم)سامان، ساز، امر، سیاق، دسته، ترتیب، نظم، ارایش، انجمن، حواله، خط، دستور، فرمان، نوع، مقام، صنف، زمره، رسم، ارجاع، فرمایش، ضابطه، ردیف، رتبه، امریه، انتظام، ایین، سفارش، طرز قرار گیری، راسته، نظام، ایین و مراسم، فرقهیاجماعت مذهبی، گروه خاصی، دسته اجتماعی، درمانreligion (اسم)دین، کیش، مذهب، ایینethic (اسم)رفتار، ایینordinance (اسم)امر، تقدیر، حکم، فرمان، ایین...

کلمات مرتبط

  • آیین
  • ایین اسلام
  • ایین اکبری
  • ایین بذ
  • ایین دادرسی
  • ایین دیرها
  • ایین سخنوری
  • ایین عالم شاهی
  • ایین فتوت و جوانمردی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات