Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اینه

تلفظ بین المللی : /ˈiːneː/ تلفظ :‌ ['i:ne:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیددانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • آینه
  • آینَّه
  • اینه بزرگ
  • اینه بینی
  • اینه خانه
  • اینه سکندر
  • اینه سکندری
  • اینه شمعدان
  • اینه غیب نما
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیددانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

اینه . [ ن َ / ن ِ ] (پسوند) صورت قابل تلفظ «ینه » علامت نسبت که در آخر کلمات آید چون : پلاسینه . نرینه . مکینه . عنبرینه . دیرینه و... رجوع به «ینه » شود.

( آینه ) آینه. [ ی ِ ن َ ] ( ع ص ) تأنیث آین. ج ، آینات.آینه. [ی ِ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) نقش هلال وار که بر دم طاوس است.آینه. [ ی ِ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) در کلمه هرآ...

فرهنگ عمید

( آینه ) = آیینه

دانشنامه آزاد فارسی

آینه. آینه (mirror)هر نوع سطح صیقلی بازتابندۀ نور. غالباً شیشه ای است که پشت آن را با آلیاژی از جیوهپوشش داده اند. آینۀ تختتصویری مستقیم، مجازی، و هم اندازهبا جسم در پشت آینه و در فاصله ای برابر با فاصلۀ جسم از سطح آینه تشکیل می دهد. آینۀ مقعر کروی، بسته به فاصلۀ جسم تا آینه، تصویری کوچکتر، معکوس، و حقیقی در جلو آینه، یا تصویری بزرگتر، مستقیم، و مجازی در پشت آن تشکیل می دهد. آینۀ محدب کرویتصویری...

فرهنگ فارسی

( آینه ) ( اسم ) آیینه یا آینه آسمان . آیین. آسمان . یا آینه بخت . آیین. بخت یا آینه پیل . آیین. پیل . آیین. پیل یا آینه چرخ . آیین. چرخ یا آینه چینی . آیین. چینی یا آین. خاوری. آیین. خاوری یا آین. دق . آیین. دق یا آین. رومی . آیین. رومی یا آین. زانو . آیین. زانو یا آین. سوزان . آیین. سوزان یا آین. گردان . آیینه. گردان یا آین. گیتی نما( ی ). ۲ - جام شراب .آیینه، قطعه شیشه که پشت آن ملعمه قلع وجیوه...

دانشنامه عمومی

آینه. آینه، وسیله ای است که به علت صافی و بازتاب بالا، بر رویهٔ خود، تصویر اجسام را نشان می دهد. آینه را آیینه و آئینه هم نوشته اند.آینه های تختآینه های شیشه ایآینه های فلزیآینه های لایه گذاری شدهشخص به این علت می تواند خود را در آینه ببینند که آینه نوری را که بر آن می تابد بازمی گرداند. چیزهایی از قبیل فرش و دیوارهای رنگ شده بیشتر نوری را که بر آن ها می تابد منعکس می کنند؛ ولی نوری که باز می تا...

نقل قول

آینه. آینه وسیله ای است که به علت صافی و بازتاب بالایش، بر رویهٔ خود، تصویر اجسام را نشان می دهد.• نشانه شناسی: آینه بازتاب چیست؟ حقیقت، صمیمیت، درون قلب و آگاهی.»• «آینه فقط عمل انعکاس تصویر را انجام نمی دهد؛ روح وقتی یک آینهٔ تام و تمام شده باشد، با تصویر شریک می شود. این اشتراک، نشان دهندهٔ تغییر و تحولِ کامل اوست. بدین ترتیب، صورت های موضوع مشاهده شده و آینهٔ مشاهده گر باهم ترکیب می شوند. آن...

گویش مازنی

آینه

این است

( آینه ) /aayne/ آینه
/ine/ این است & آینه

فرهنگ اسم ها

اسم: آینه (دختر) (فارسی) (تلفظ: āyene) (فارسی: آينه) (انگلیسی: ayene)
معنی: شیشه تصویرنما، آیینه، ( = آیینه و آئینه )

مترادف و متضاد

mirror (اسم)
ایینه، اینه

looking glass (اسم)
ایینه، اینه

فرهنگستان زبان و ادب

آینه
{mirror} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] وبگاهی که نسخه بدل یک وبگاه دیگر است و برای کاهش شلوغی شبکه یا سهولت دسترسی به وبگاه اصلی به کار می رود
{mirror} [فیزیک- اپتیک] سطحی که مقدار زیادی از نور تابیده را به طور منظم بازمی تاباند

کلمات مرتبط

  • آینه
  • آینَّه
  • اینه بزرگ
  • اینه بینی
  • اینه خانه
  • اینه سکندر
  • اینه سکندری
  • اینه شمعدان
  • اینه غیب نما
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات