معانی کلمه : ایناس
لغت نامه دهخدا
ائناس. [ اِءْ ] ( ع مص ) رجوع به ایناس شود.
فرهنگ عمید
۱. انس دادن.
۲. انس گرفتن.
۳. چیزی را دیدن و احساس کردن.
۴. صدا را شنیدن.
۲. انس گرفتن.
۳. چیزی را دیدن و احساس کردن.
۴. صدا را شنیدن.
فرهنگ معین
[ ع . ] ۱ - (مص م . ) انس دادن . ۲ - اُنس گرفتن . ۳ - (اِمص . ) دمسازی .
فرهنگ فارسی
۱ - (مصدر ) انس دادن . ۲ - دیدن . ۳ - (مصدر ) خو گرفتن دمساز شدن انس یافتن . ۴- ( اسم ) دمسازی .
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: inās) (عربی) (در قدیم) انس ، مؤانست ، انس دادن ، خو گرفتن ، انس یافتن ، دمسازی.
اسم: ایناس (دختر) (عربی) (تلفظ: inās) (فارسی: ايناس) (انگلیسی: inas)
معنی: خو گرفتن، انس یافتن، دمسازی، ( در قدیم ) انس، مؤانست، انس دادن، دوستی و محبت، همچنین دیدن یا شنیدن آواز
معنی: خو گرفتن، انس یافتن، دمسازی، ( در قدیم ) انس، مؤانست، انس دادن، دوستی و محبت، همچنین دیدن یا شنیدن آواز
