معانی کلمه : این کاره
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
(صفت ) اهل عمل اهل کار. توضیح بیشتر در موقعی استعمال شود که بخواهند صلاحیت شخصی را برای کار و شغلی برسانند .
کلمات مرتبط
- این کارها را میکنی که از خانهات بروم؟
- هر کاری دلت میخواهد (بکنی) بکن، اما بدان که این کارها آخر و عاقبت خوشی ندارد.
- ای کاش این کار را انجام نمی دادی
- چی کاره ای
- تو را چه کار با این و ان نونت را بخور خرت را بران
- شما نمی توانید ( تیغتان نمی برد ازتان بر نمی آید) این کار را بکنید.
- انها با اینه این کار را می کنند
- این پایان کار است
- به لم این کار آشناست
