ایمان . (ع مص ) (از «ی م ن ») به یمین درآمدن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). از جانب یمین آمدن . (ناظم الاطباء). || به سوی راست رفتن . (منتهی الارب ) (ازاقرب الموارد) (آنندراج ). از جانب راست آمدن : ایمن الرجل ؛ از جانب راست آن مرد درآمد. (ناظم الاطباء).
یمین#NAME?
۱. گرویدن.
۲. عقیده داشتن.
۳. [مقابلِ کفر] (فقه) تصدیق و عمل به احکام دین یعنی اقرار به لسان و عمل به ارکان.
( اَ ) [ ع . ] (اِ.) جِ یمین ؛ سوگندها.
[ ع . ] 1 - (مص م .) گرویدن ، باور داشتن . 2 - ایمن کردن ، امان دادن . 3 - (اِمص .) اعتقاد.
(تلفظ: imān) (عربی) اعتقاد به وجود خداوند و حقیقت رسولان و دین ، در مقابل کفر.
اطمینان، اعتقاد، باور، باورداشت، عقیده، گرویدن
باور، باورداشت، گرایش