Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ایل جاری کردن

تلفظ بین المللی : /ˈiːl dʒˈɑri kˈardan/ تلفظ :‌ ['i:l dZ'ARi k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ایل جار کردن
  • ایل جاری
  • ایل جار
  • اهل جای دور افتاده
  • جای کثیف و لجن الود
  • جزری بدیع الزمان
  • راس الجاثی
  • الجاثی علی رکبتیه
  • الجار
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ایل جاری کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خبر کردن. ابلاغ کردن. اطلاع دادن مردم ده را برای کاری.

فرهنگ فارسی

خبر کردن . ابلاغ کردن

کلمات مرتبط

  • ایل جار کردن
  • ایل جاری
  • ایل جار
  • اهل جای دور افتاده
  • جای کثیف و لجن الود
  • جزری بدیع الزمان
  • راس الجاثی
  • الجاثی علی رکبتیه
  • الجار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات