معانی کلمه : ایقاع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. (حقوق ) عمل حقوقی بر اساس رضایت یکی از طرفین، مانند طلاق دادن زن از طرف مرد.
۲. (موسیقی ) چگونگی جا به جا شدن صداها در زمان های محدود و نسبت های معین، وزن موسیقی.
۲. (موسیقی ) چگونگی جا به جا شدن صداها در زمان های محدود و نسبت های معین، وزن موسیقی.
فرهنگ معین
[ ع . ] (مص م . ) ۱ - افکندن ، درانداختن . ۲ - یورش بردن ، تاختن . ۳ - گرفتار کردن کسی . ۴ - هم آهنگ ساختن آوازها. ج . ایقاعات .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
ضرب، وزن
تاخت، شبتازی، شبیخون
۱. ضرب، وزن
۲. تاخت، شبتازی، شبیخون
