معانی کلمه : ایقاظ
لغت نامه دهخدا
همچو آن اصحاب کهف از راه جود
می چرم ز ایقاظ نی بل هم رقود.
فرهنگ عمید
۱. بیدار کردن.
۲. هشیار کردن، آگاه ساختن.
۲. هشیار کردن، آگاه ساختن.
فرهنگ معین
( اَ ) [ ع . ] (اِ.) جِ یَقِظ ؛ بیداران ، هوشیاران .
( اِ ) [ ع . ] (مص م .) 1 - بیدار کردن . 2 - آگاه کردن .
( اَ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ یَقِظ ، بیداران ، هوشیاران .
( اِ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - بیدار کردن . ۲ - آگاه کردن .
( اِ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - بیدار کردن . ۲ - آگاه کردن .
فرهنگ فارسی
۱- (مصدر ) بیدار کردن. ۲ - هشیار ساختن آگاه کردن .
