معانی کلمه : ایغار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
[ ع . ] (مص م . ) ۱ - تمام گرفتن عامل خراج را. ۲ - دادن خراج به پادشاه در نهان و فرار از عمال آن . ۳ - بخشیدن پادشاه زمینی را به شخصی بدون خراج .
فرهنگ فارسی
۱ - (مصدر ) تمام گرفتن عامل خراج را . ۲ - دادن خراج بپادشاه در نهان و فراز از عمال آن . ۳ - بخشیدن پادشاه زمینی را بشخصی بدون خراج . ۴ - (اسم ) زمین اعطایی که داشتن آن متضمن معافیت کلی یا جزئی مالیاتی است
