Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ایستگاه

تلفظ بین المللی : /iːstɡˈɑh/ تلفظ :‌ [i:stg'Ah]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • ایستگاه فضایی
  • ایستگاه فضایی بین المللی
  • ایستگاه کاری
  • ایستگاه نهایی
  • ایستگاه هواشناسی
  • ایستگاه اتوبوس
  • ایستگاه اتوبوس و غیره
  • ایستگاه تقویت
  • ایستگاه خارج از شهر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

ایستگاه. ( اِ مرکب ) جای ایستادن. ( فرهنگ فارسی معین ). || محل توقف وسایل نقلیه ( اتومبیل ، اتوبوس ، قطار ). ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ عمید

۱. جای ایستادن.
۲. محل توقف وسایل نقلیه.

فرهنگ معین

(اِمر. ) ۱ - جای ایستادن ، ۲ - جای ایستادن وسایط نقلیه . ،~ فضایی ماهواره ای بزرگ و مجهز برای گردش بلندمدت در مدار زمین به صورت پایگاهی برای انجام مأموریت های اکتشافی ، تحقیقات علمی ، تعمیر ماهواره و مانند آن . ،~ صلواتی محل خاصی از جنبة مذهبی که در آ
(اِمر.) 1 - جای ایستادن ، 2 - جای ایستادن وسایط نقلیه . ؛~ فضایی ماهواره ای بزرگ و مجهز برای گردش بلندمدت در مدار زمی...

فرهنگ فارسی

جای ایستادن، محل توقف وسایل نقلیه
( اسم ) ۱ - جای ایستادن . ۲ - محل توقف وسایط نقلیه (اتومبیل اتوبوس راه آهن ).

دانشنامه عمومی

ایستگاه ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:ایستگاه فضاییایستگاه قطارایستگاه رادیوییایستگاه تلویزیونیایستگاه کاریایستگاه (مجموعه تلویزیونی)wiki: پیکسیلیشن و پویانمایی ماسه ای و تکنیک های دیگر بهره برده است. این برنامه تلاش می کند روایات و پیام های اخلاقی را (غالباً برگرفته از بوستان و گلستان سعدی) در قالب گرافیک شنی و نریشن به بیننده منتقل کند.http://www1.jamejamonline.ir/papertext.aspx?...

مترادف و متضاد

رله

توقفگاه، موقف، یام

۱. توقفگاه، موقف، یام
۲. رله

stop (اسم)ترک، تعلیق، نقطه، ایست، توقف، تکیه، ایستگاهstand (اسم)وضع، سه پایه، شهرت، ایست، پایه، مقام، توقف، بساط، دکه، موضع، ایستگاه، توقفگاه، میز کوچک، دکه دکان، جایگاه گواه در دادگاه، سکوب تماشاچیان مسابقاتstation (اسم)وقفه، جا، وضع، موقعیت، مرکز، مقام، رتبه، مرحله، پاتوغ، جایگاه، ایستگاه، موقعیت اجتماعی، در حال سکون، ای...

فرهنگستان زبان و ادب

{site} [علوم نظامی] محل استقرار مجموعه ای از سلاح و جنگ افزار و رادار که توان عملیاتی مستقل دارد
{station} [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] مکانی دور از خیابان برای سوار و پیاده شدن یا تغییر وسیله

کلمات مرتبط

  • ایستگاه فضایی
  • ایستگاه فضایی بین المللی
  • ایستگاه کاری
  • ایستگاه نهایی
  • ایستگاه هواشناسی
  • ایستگاه اتوبوس
  • ایستگاه اتوبوس و غیره
  • ایستگاه تقویت
  • ایستگاه خارج از شهر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات