معانی کلمه : ایسان
لغت نامه دهخدا
ایسان . [ اَ ] (اِ) گوشه ٔ عالم مابین مشرق و شمال و ظاهراً این لفظ هندی است . (غیاث اللغات ).
ایسان . (ع مص ) (از «وس ن ») بیهوش کردن بوی چاه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). || (اِ) مردم . ج ، ایاسین . (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (تاج المصادر بیهقی ).
فرهنگ فارسی
گوشه عالم مابین مشرق و شمال و ظاهرا ابن لفظ هندی است .
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
اسم: آیسان (دختر) (ترکی، فارسی) (کهکشانی) (تلفظ: āysān) (فارسی: آيسان) (انگلیسی: aysan)
معنی: مثل ماه، همانند ماه، مهسا، زیبارو، ( آی = ماه، سان ( پسوند شباهت ) )، ( ترکی ـ فارسی ) ( آی = ماه + سان ( پسوند شباهت ) )، آی ( ترکی ) + سان ( فارسی ) زیبا، مانند ماه
معنی: مثل ماه، همانند ماه، مهسا، زیبارو، ( آی = ماه، سان ( پسوند شباهت ) )، ( ترکی ـ فارسی ) ( آی = ماه + سان ( پسوند شباهت ) )، آی ( ترکی ) + سان ( فارسی ) زیبا، مانند ماه
