معانی کلمه : ایرمان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
مهمان، مهمان ناخوانده، طفیلی: دل دستگاه توست به دست جهان مده / کاین گنج خانه را ندهد کس به ایرمان (خاقانی: ۳۰۹ ).
فرهنگ معین
(اِ. ) مهمان ، مهمان ناخوانده .
فرهنگ فارسی
مهمان، مهمان ناخوانده، طفیلی
( اسم ) مهمان میهمان .
( اسم ) مهمان میهمان .
دانشنامه عمومی
خستگی ناپذیر
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: irmān) (در قدیم) پیشوای دینی ؛ مهمان یا مهمان ناخوانده ؛ (به مجاز) دنیا .
اسم: ایرمان (پسر) (فارسی) (تلفظ: irmān) (فارسی: ايرمان) (انگلیسی: irman)
معنی: مهمان، ( در قدیم )، پیشوای دینی، مهمان یا مهمان ناخوانده، ( به مجاز ) دنیا
معنی: مهمان، ( در قدیم )، پیشوای دینی، مهمان یا مهمان ناخوانده، ( به مجاز ) دنیا
فرهنگ فارسی ساره
وخش
