ایرانی.( ص نسبی ، اِ ) هر چیز که وابسته به ایران باشد. اهل ایران. تابع ایران. ( فرهنگ فارسی معین ) : از ایرانیان بد تهم کینه خواه دلیر و ستنبه بهر کینه گاه.فردوسی.هنر نزد ایرانیان است و بس ندارند شیر ژیان را به کس.فردوسی.همه نامداران ایرانیان برفتند گریان کمر بر میان.فردوسی.- زبان ایرانی ؛ شعبه ای از زبانهای هند و ایرانی از ریشه هند و اروپائی که شامل همه زبانهای آریایی رایج در ایران ، ترکستان ( یغ...
فرهنگ عمید
۱. مربوط به ایران. ۲. از مردم ایران. ۳. تهیه شده در ایران. ۴. (اسم ) مجموعه ای از زبان های هندوایرانی، شامل زبان های اوستایی، فارسی باستان، فارسی میانه، سُغدی، پهلوی، تاجیکی، پشتو، بلوچی، کردی، و فارسی.
فرهنگ فارسی
(صفت ) منسوب به ایران . ۱ - هر چیز که وابسته به ایران باشد . ۲ - اهل ایران از مردم ایران تابع ایران . هر چیز که وابسته بایران باشد
دانشنامه عمومی
ایرانی می تواند به مقاله های زیر اشاره داشته باشد:مردمان ایرانی، گروه های قومی از تبار اقوام ایرانی زبان باستان که به یکی از زبانهای ایرانی گویش می کنندهر آنچه منسوب به کشور ایران باشد مثلاً یک کالای ایرانییک نام خانوادگی فارسیwiki: ایرانی تبار هند و پاکستان است که در زمان قاجار از ایران به شبه قاره هند مهاجرت کردند. گروه ایرانی، با پارسیان هند که پس از حمله مغول از ایران به هند کوچیدند تفاوت دارن...