معانی کلمه : ایراد کردن
فرهنگ فارسی
(مصدر ) ۱ - اعتراض کردن ایراد گرفتن : بر مطالب او ایراد کرد . ۲ - بیان کردن : (نه هر عبارتی که در نعت او ایراد کند... )
مترادف و متضاد
quote (فعل)
نقل کردن، ایراد کردن، نقل قول کردن، مظنه دادن، نقل بیان کردن
deliver (فعل)
ازاد کردن، تحویل دادن، ایراد کردن، رستگار کردن
فرهنگ فارسی ساره
سخنرانی کردن
