معانی کلمه : ایجی
لغت نامه دهخدا
ایجی . (ص نسبی ) منسوب به ایج که محلی است . رجوع به ایج و ایگ شود.
ایجی. ( ص نسبی ) منسوب به ایج که محلی است. رجوع به ایج و ایگ شود.
ایجی. ( اِخ ) ( 701 - 756 هَ. ق. ) رجوع به قاضی عضد و رجوع به عبدالرحمان بن احمد شود.
ایجی. ( اِخ ) ( 701 - 756 هَ. ق. ) رجوع به قاضی عضد و رجوع به عبدالرحمان بن احمد شود.
فرهنگ فارسی
منسوب به ایج که محلی است
