کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : ایتضاض
تلفظ بین المللی :
/iːtzˈɑz/
تلفظ :
[i:tz'Az]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
افتضاض
احتضاض
اقتضاض
اهتضاض
رأی اعتراضی
غسل استحاضه
قابل اعتراض
اعتراض به صلاحیت دادگاه
اعتراض داشتن بر
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
ائتضاض. [ اِءْ ت ِ ] ( ع مص ) رجوع به ایتضاض شود.
ایتضاض. [ ت ِ ] ( ع مص ) ائتضاض. طلب کردن. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || زدن کسی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ). || مضطر شدن بسوی کسی. ( از اقرب الموارد ) ( از آنندراج ): ائتض الیه ؛ مضطر شد به سوی او. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء )....
کلمات مرتبط
افتضاض
احتضاض
اقتضاض
اهتضاض
رأی اعتراضی
غسل استحاضه
قابل اعتراض
اعتراض به صلاحیت دادگاه
اعتراض داشتن بر
نظرات