معانی کلمه : اگاهی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
( آگاهی ) ۱ - (حامص . ) خبر، اطلاع . ۲ - دانش ، معرفت . ۳ - ( اِ. ) شعبه ای از نیروهای انتظامی که به کشف دزدی ها و جنایات می پردازد. در گذشته تأمینات می گفتند.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
( آگاهی ) ۱ - خبر اطلاع . ۲ - علم معرفت عرفان . ۳ - ( اسم ) اداره ای در شهربانی که وظیف. آن کشف دزدیها وجنایات است . تائ مینات .
شناخت خبر اداره ای در شهربانی
شناخت خبر اداره ای در شهربانی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
آگاهی
{awareness} [روان شناسی] آگاه بودن از وقایع یا تجارب درونی یا بیرونی
{awareness} [روان شناسی] آگاه بودن از وقایع یا تجارب درونی یا بیرونی
