معانی کلمه : اکسیس
لغت نامه دهخدا
اکسیس. [ اِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان گاودول بخش مرکزی شهرستان مراغه. سکنه آن 303 تن. آب آن از رودخانه مردی. محصول عمده آنجاغلات و کشمش و بادام و حبوب و زردآلو. صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
فرهنگ فارسی
پیشوای مذهبی روم است
