معانی کلمه : اکسیداسیون
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
تهیۀ اکسید از یک ماده با افزودن اکسیژن به آن.
فرهنگ معین
( ~. ) [ فر. ] (اِ. ) هر جسمی که از ترکیب شبه فلز با اکسیژن حاصل شود.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
عمل اکسیدکردن، تهیه کردن اکسیدازیک ماده باافزودن اکسیژن به آن، ترکیب جسمی بااکسیژن، حالت جسمی که اکسیدشده باشد
(اسم ) ۱ - عمل اکسید کردن ترکیب جسمی با اکسیژن . ۲ - حالت جسمی که اکسیده شده باشد .
(اسم ) ۱ - عمل اکسید کردن ترکیب جسمی با اکسیژن . ۲ - حالت جسمی که اکسیده شده باشد .
فرهنگ فارسی ساره
زنگارش، اکسایش
