معانی کلمه : اکراس
لغت نامه دهخدا
اکراس . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ کِرس . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). ج ِ کرس ، به معنی خانه های مردم مجتمع و فراهم آمده و درهم پیوسته . (آنندراج ). و رجوع به کرس شود.
فرهنگ فارسی
با کرس شدن ستور یا در کرس در آوردن بزغالگان را .
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
اکراس سیاه – از پرندگان
/ekraas/ اکراس سیاه – از پرندگان
