اکاسره. [ اَ س ِ رَ ] ( ع اِ ) اکاسرة. اکاسر. ج ِ کسری. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( دهار ) ( اقرب الموارد ). ج ِ کسری که لقب انوشیروان است لیکن اکاسره اولاد او را گویند. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ). خسروان. واحد: کسری.( مهذب الاسماء ). چون مطلق گویند مراد سلاطین ساسانی است. ( یادداشت مؤلف ). ج ِ کسری معرب خسرو. و این لقبی است نوشیروان و سلاطین پس از او را از ساسانیان. ( مفاتیح ) : برمک مرد...