کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه اژیریدن | کلماتور
معانی کلمه : اژیریدن
تلفظ بین المللی :
/ˈaːʒirˌidan/
تلفظ :
['a:ZiR,idan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
آژیریدن
اژیریده
آژیریده
امیریان ناهید
شتاب اوریدن
صورت افریدن
ایریان جایا
ایریان غربی
ایریدیوم
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
اژیریدن .
[ اَ دَ ] (مص ) رجوع به آژیریدن شود.
( آژیریدن )
آژیریدن. [ دَ ] ( مص ) هشیار کردن. || بانگ زدن. خروشیدن. || آگاهانیدن. خبردار کردن. خبردار گفتن. اعلام. اعلان. || مهیا ساختن.
اژیریدن. [ اَ دَ ] ( مص ) رجوع به آژیریدن شود.
فرهنگ عمید
( آژیریدن )
۱. هشیار کردن، آگاه ساختن، آگاهانیدن.
۲. بانگ زدن.
فرهنگ معین
( آژیریدن )
(دَ ) (مص م . ) ۱ - هوشیار کردن . ۲ - خبردار کردن . ۳ - فریاد زدن .
فرهنگ فارسی
اژیریدن: هشیارکردن، آگاه ساختن، بانگ زدن، آگاهانیدن ، آژیرنده: آگاه کننده، آژیریده: آگاه کرده، آماده شده
کلمات مرتبط
آژیریدن
اژیریده
آژیریده
امیریان ناهید
شتاب اوریدن
صورت افریدن
ایریان جایا
ایریان غربی
ایریدیوم
نظرات