معانی کلمه : اچار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
( آچار ) ۱. ترشی.
۲. هر چیز خوردنی که آن را در آب لیمو یا سرکه خیسانیده باشند و طعمش ترش شده باشد: آجیل آچار.
۳. چاشنی: آچار سخن چیست معانی و عبارت / نونو سخن آری چو فراز آمدت آچار (ناصرخسرو: ۳۷۷ ).
ابزار فلزی برای بازوبسته کردن پیچ و مهره.
۲. هر چیز خوردنی که آن را در آب لیمو یا سرکه خیسانیده باشند و طعمش ترش شده باشد: آجیل آچار.
۳. چاشنی: آچار سخن چیست معانی و عبارت / نونو سخن آری چو فراز آمدت آچار (ناصرخسرو: ۳۷۷ ).
ابزار فلزی برای بازوبسته کردن پیچ و مهره.
فرهنگ معین
( آچار ) ( اِ. ) ۱ - تُرشی ، چاشنی . ۲ - زمین پست و بلند و سراشیب . ۳ - درهم آمیخته .
[ تر. ] ( اِ. ) آلتی فلزی که به وسیلة آن مهره های آهنین را باز کنند یا ببندند و انواع مختلف دارد: چهارسو، دو سر، شمع ، شلاقی ، آلن و غیره .
[ تر. ] ( اِ. ) آلتی فلزی که به وسیلة آن مهره های آهنین را باز کنند یا ببندند و انواع مختلف دارد: چهارسو، دو سر، شمع ، شلاقی ، آلن و غیره .
فرهنگ فارسی
( آچار ) ( اسم ) ۱- کلید هر قفل . ۲ - آلتی فلزی که بوسیل. آن مهره های آهنین را باز کنند . ۳ - قلم حکاکی درفش یا سنبک حکاکی . یا آچار پیچ گوشتی . آلتی فلزی که بوسیل. آن پیچ را باز کنند.
پرورده ها و ترشی ها در آب لیمو و سرکه و امثال آن کلید
پرورده ها و ترشی ها در آب لیمو و سرکه و امثال آن کلید
دانشنامه عمومی
به نوع چاشنی گفته می شود که در استان سیستان و بلوچستان مورد استفاده قرار می گیرد
گویش مازنی
۱کلید ۲آچار
/ochaar/ کلید - آچار
