Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اچار

تلفظ بین المللی : /ˈaːtʃˈɑr/ تلفظ :‌ ['a:tS'AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاد
  • آچار
  • اچار فرانسه بزرگ
  • اچار پیچ گوشتی
  • آچار فرانسه
  • اچار فرانسه
  • اچار اروگوئه
  • اچار الن
  • اچار بکس
  • اچار جغجغه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

( آچار ) آچار. ( اِ ) پرورده ها و ترشی ها در آب لیمو و سرکه و امثال آن. ترشی. چاشنی : این مرد... آچارها و کامه ها نیکو ساختی... امیر وی را بنواخت و گفت از گوسفندان خاص پدرم وی بسیار داشت... یله کردم بدو. ( تاریخ بیهقی ).آچار خدای است مزه وْ بوی خوش و رنگ با سیب و ترنج آمد و جوز و بهی و نار.ناصرخسرو.آچار سخن چیست معانی و عبارت نونو سخن آری چو فراز آمدت آچار.ناصرخسرو.نمی بینی کز آن آچار اگر خاکی تهی...

فرهنگ عمید

( آچار ) ۱. ترشی.
۲. هر چیز خوردنی که آن را در آب لیمو یا سرکه خیسانیده باشند و طعمش ترش شده باشد: آجیل آچار.
۳. چاشنی: آچار سخن چیست معانی و عبارت / نونو سخن آری چو فراز آمدت آچار (ناصرخسرو: ۳۷۷ ).
ابزار فلزی برای بازوبسته کردن پیچ و مهره.

فرهنگ معین

( آچار ) ( اِ. ) ۱ - تُرشی ، چاشنی . ۲ - زمین پست و بلند و سراشیب . ۳ - درهم آمیخته .
[ تر. ] ( اِ. ) آلتی فلزی که به وسیلة آن مهره های آهنین را باز کنند یا ببندند و انواع مختلف دارد: چهارسو، دو سر، شمع ، شلاقی ، آلن و غیره .

فرهنگ فارسی

( آچار ) ( اسم ) ۱- کلید هر قفل . ۲ - آلتی فلزی که بوسیل. آن مهره های آهنین را باز کنند . ۳ - قلم حکاکی درفش یا سنبک حکاکی . یا آچار پیچ گوشتی . آلتی فلزی که بوسیل. آن پیچ را باز کنند.
پرورده ها و ترشی ها در آب لیمو و سرکه و امثال آن کلید

دانشنامه عمومی

به نوع چاشنی گفته می شود که در استان سیستان و بلوچستان مورد استفاده قرار می گیرد

آچار. آچار وسیله ای برای باز و بسته کردن پیچها است.دستهٔ دراز این ابزار اهرمی برای زیاد شدن گشتاور است.آچار در شکل های مختلفی عرضه می شود که مهم ترین آنها عبارت اند از: آچار دوطرفه، آچار رینگ، آچار فرانسه، آچار شلاقی، آچار آلن، آچار بکس، آچار بادی، آچار چاکنیت دار، آچارستاره ای، آچارکلاغی و….آچار وام واژه ای ا...

گویش مازنی

۱کلید ۲آچار

/ochaar/ کلید - آچار

مترادف و متضاد

complex (اسم)مجموع، مجموعه، هم تافت، عقده، گروهه، اچارwrench (اسم)تند، اچار، چرخش، اچار فرانسه، عمل تند و وحشیانه، نقشه فریبندهspanner (اسم)اچار، مهره پیچ، مهرهگشا، بندقیقاجی، گلنگدن، وجب کننده...

کلمات مرتبط

  • آچار
  • اچار فرانسه بزرگ
  • اچار پیچ گوشتی
  • آچار فرانسه
  • اچار فرانسه
  • اچار اروگوئه
  • اچار الن
  • اچار بکس
  • اچار جغجغه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات