Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اویزگن

تلفظ بین المللی : /ˈaːvizˌaɡan/ تلفظ :‌ ['a:viz,agan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • آویزگن
  • سکان آویزان
  • گروه آویزان
  • بلویلر اویگن
  • بوم ـ باورک اویگن فون
  • اویزان بودن
  • اویزان شدن یا کردن
  • اویزان و گشاد
  • اویزان کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( آویزگن ) آویزگن. [ گ ِ ] ( ص مرکب ) آنکه بهر کس درآویزد. آنکه بهر چیز درآویزد. آنکه بهر چیز تشبث کند. شَبِث. ( ربنجنی ) ( السامی فی الاسامی ). عَلِق. ( السامی فی الاسامی ). متشبث. || مبرم ( چون گدا ).

فرهنگ عمید

( آویزگن ) ۱. درآویخته.
۲. آن که به هرکس یا به هر چیز درآویزد.
۳. آن که باعجز و لابه و التماس چیزی بخواهد.

فرهنگ فارسی

( آویزگن ) ( صفت ) ۱ - آنکه بهر کس و هر چیز در آویزد متشبث . ۲ - مبرم ( چون گدا ).

کلمات مرتبط

  • آویزگن
  • سکان آویزان
  • گروه آویزان
  • بلویلر اویگن
  • بوم ـ باورک اویگن فون
  • اویزان بودن
  • اویزان شدن یا کردن
  • اویزان و گشاد
  • اویزان کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات