معانی کلمه : اولین رسید
فرهنگ فارسی
اولین نشانک/ سیگنال رسیده از چشمۀ لرزهای متـ . اولین شکن first break
فرهنگستان زبان و ادب
{first arrival} [ژئوفیزیک] اولین نشانک/ سیگنال رسیده از چشمۀ لرزه ای
متـ . اولین شکن first break

اولین نشانک/ سیگنال رسیده از چشمۀ لرزهای متـ . اولین شکن first break