Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اوغلان میراحمد

تلفظ بین المللی : /ˈuːq1lɑn mirˈɑhmad/ تلفظ :‌ ['u:q1lAn miR'Ahmad]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • اوغلان قلعه سی
  • سارق اوغلان
  • علی اوغلان
  • غزان اوغلان
  • قره اوغلان
  • قمرالدین اوغلان
  • قراجه اوغلان
  • الیاس اوغلان
  • تایزی اوغلان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

اوغلان میراحمد. [ اُغ ْ اَ م َ ] ( اِخ ) دهی از دهستانهای سیلتان شهرستان بیجار که کوهستانی و سردسیری است. سکنه آن 240 تن و آب آن از چشمه و محصول آنجا غلات و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان قالیچه و جاجیم بافی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

فرهنگ فارسی

ده از دهستانهای سیلتان شهرستان بیجار

کلمات مرتبط

  • اوغلان قلعه سی
  • سارق اوغلان
  • علی اوغلان
  • غزان اوغلان
  • قره اوغلان
  • قمرالدین اوغلان
  • قراجه اوغلان
  • الیاس اوغلان
  • تایزی اوغلان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات